محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
758
خلاصة الحكمة ( فارسى )
بدن حار باشد ، زياده تحليل رطوبات « 1 » نمايد حتى رطوبات معده و امعاء را و چون كبد و گرده گرم گردند ، از ساير اعضاء زياده جذب مىنمايد رطوبات را به تخصيص از معده و امعاء و لهذا ثفل يابس مىگردد . سوم : طول لبث و درنگ ثفل در امعاء . كه درين صورت ، كبد به تدريج رطوبات ثفل را جذب مىنمايد و نيز ، حرارت امعاء و حرارت اعضاء مجاور آن ، رطوبات آن را به تبخير تحليل مىنمايد و ثفل خشك باقى مىماند . و اما در صورتى كه براز مختلط با رطوبات مندفع گردد و با وجود آن باقى بر يبوست باشد ، سبب آن از دو امر بيرون نيست : يكى : آن كه ابتداء در امعاء براز يابس باشد ، و بعد از آن براز ديگر وارد آن گردد و قبل از آن كه اين نيز يبوست به هم رساند ، صفراء حادّ لاذع منصبّ به امعاء گردد و هر دو را با هم بيرون آورد . دوم : آن كه در معا تحتانى براز يابس باشد ، و بعد از آن براز رطب رطوبى لزج از معا فوقانى بدان ريزد و او را « 2 » ترطيب نموده [ و ] منزلق سازد و بلغزاند و دفع نمايد ؛ بدون انصباب صفراء بسيارى بدان .
--> ( 1 ) . ب : رطوبت . ( 2 ) . ب : آن را .